محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

518

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مانع از كشته شدنش مىشد . هم‌چنين اگر در اين امر ، شك و ترديد داشت ، بايد از هردو سو كناره مىگرفت و وارد هيچ‌يك از دو صحنه نمىشد . ( فما فعل واحدة من الثّلاث و جاء بأمر . . . ) او بيعت خود را شكست و به خونخواهى عثمان برخواست . ( لم يعرف بابه و لم تسلم معاذيره ) او از فريب و گمراهى كناره نگرفته است و راه درست را نمىشناسد .